آمار زندانیان با احتساب فراوانی و متناسب با جنسیت ، سن و تحصیلات (ماه مهر)
|
آمار زندانیان بر حسب جنسیت (درایران) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مقالات و مطالب انتقادی و تحلیلی در حوزه سیاسی . تاریخی . اجتماعی . فرهنگی
|
آمار زندانیان بر حسب جنسیت (درایران) | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را که به ما سوا فکندی همه سایه ی هما را
دل اگر خدا شناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را
به خدا که در دو عالم اثر از فنا نماند چو علی گرفته باشد سرچشمه بقا را
مگرای سحاب رحمت تو بباری ارنه دوزخ به شرار قهر سوزد همه جان ما سوا را
برو ای گدای مسکین در خانه ی علی ز ن که نگین پادشاهی دهد از کرم گدا را
به جز از علی که گوید به پسر که قاتل من چو اسیر توست اکنون به اسیر کن مدارا
به جز از علی که آرد پسری ابوالعجائب که علم کند به عالم شهدای کربلا را
چو به دوست عهد بند د زمیان پاکبازان چو علی که می تواند که به سر برد وفا را
نه خدا توانمش خواند نه بشر توانمش گفت متحیر م چه نامم شه ملک لا فتی را
به دو چشم خون فشانم هله ای نسیم رحمت که زکوی او غباری به من آر توتیا را
به امید آنکه شاید برسد به خاک پایش چه پیامها سپردم همه سوز دل صبا را
چو تویی قضای گردن به دعای مستمندان که ز جان ما بگردان ره آفت قضا را
چو زنم چو نای هر دم زنوای شوق تو دم که من غریب خوش تر بنوازد این نوا را
همه شب د ر این امیدم که نسیم صبح گاهی به پیام آشنایی بنوازد آشنا را
زنوای مرغ یا حق بشنو که در دل شب
غم دل به دوست گفتن چو خوش است شهریارا
طبق آمار گرفته شده در 6 ماه اول سال 1385 نشان داده شده از 6106 فقره جرم صورت گرفته كه 5574 فقره جرم مربوط به پسران و 545 فقره جرم مربوط به دختران ميباشد . كه شايع ترين جرم در گروه پسران طبق آمار گرفته شده ، 1037 فقره سرقت ميباشد .
آمار جرائم نوجوانان در 6ماه نخست سال 85 :
· سرقت : 27%
· رانندگي بدون گواهينامه : 24%
· ايراد ضرب و جرح : 17%
· رابطه نامشروع : 12%
· حمل و نگهداري مواد : 11%
· شرب خمر : 9%
این آما در نخستین اجلاس دادستانهای کشورهای اسلامی اعلام شد.
آمار برای یک کشور در حال توسعه با جمعیت ۷۰میلیونی خطرناک نیست.
اما برای کشوری اسلامی و مردمی شیعه جای نگرانی دارد.
با امید به روزی که دیگر شاهد اینچنین جرم و جنایاتی نباشیم.
روشنفکری اصطلاحی است برای نامیدن طرز تفکر و تمایلات عقلانی آزاد (اومانیستی) و علمی که در اروپای قرن هجدهم رایج بود . ویژگی و خصیصه ی این جریان ، ایمان به علم ، تجربه، عقل ، شکّاکیت و نگرش علمی و همراه با تردید نسبت به مسائل دینی و سنّتی همچنین نوگرایی و نواندیشی بود. می توان گفت همین روشنفکران بودند که در شرق و ممالک اسلامی تجدد را وارد کردند پیروی بی چون و چرا برجسته ترین ویژگی اینها بوده است .آنان پیشرفتهای غرب را هم در قلمرو معنویات و هم در زمینه ی مادیات ستوده ، چاره ای حل تمامی مسائل شرق را در تقلید کورکورانه یا اقتباس از راه و روش غرب در تمام زمینه های می دانستند. این روشنفکران تحت لوای استعمار پیش می تاختند. اکثر پیشقراولان غربگرایی فرهنگی در ترکیه ، ایران و جهان عرب ، مستقیم یا غیرمستقیم با استعمار رابطه داشتند و این روشنفکران بودند که ناسیونالیسم را از طریق انجمن ها و روزنامه ها به ایران وارد کردند. در ایران گروه ها و انجمن ها در نخستین مراحل نهضت مشروطیت به وسیله ی روشنفکران و روحانیون شکل گرفتندو سهم مهمی در این نهضت مردمی داشتند تا حدی که می توان گفت نهضت مشروطیت مدیون شکل گیری فعالیت های پنهان و آشکار این گروههابود . یکی از این افراد میرزاملکم خان ناظم الدوله بود که فردی سرسپرده و عامل انگلیس بود . وی از کسانی بود که انجمن ملی را پایه ریزی کرد. روشنفکران پس از تجربه ی تقریباً ناموفق مشروطه تازمانی که تجدد به واسطه ی تحمیل و حاکمیت وابسته ی پهلوی و عملکرد روشنفکران به صورت تهدیدی بنیانی و همه جانبه علیه هویت ایرانی ظاهر نشد، به صورت تمام عیار و همه جانبه وارد صحنه ی دفاع از هویت ایرانی شدند.
با توجه به مقدورات تاریخی ایران تنها دو پاسخ یا عکس العمل نسبت به وجود مسئله ساز غرب جدید یا تجدّد ممکن بود.این دو پاسخ به طور اصولی تمامی پاسخ های بعدی آن را در خود داشتند که بسته به تغییر شرایط تاریخی غرب وجامعه ی ایران، تدریجاً تا دوره ی اخیربه فعلیت رسیده است. تفاوت این عکس العملها به تفاوت رویکرد ها به تجدد و هویت بومی ایران برمی گشت. یکی از این عکس العمل ها بر پایه ی اصل قرار دادن تجدد عمل می کرد و دیگری بر پایه ی اتکا بر هویت بومی موجود.
ویژگی عکس العمل اول که به منور الفکران یا تجدد طلبان تعلق داشت، نفی کامل "خود"موجود و قبول یا پذیرش کامل تجدد است .این عکس العمل در واقع معنایی جز ایجاد هویتی کاملاً جدید که می بایستی از ره تخریب خود بومی ظاهر شود دربر نداشت .
منطق آنان در قالب تسلیم بی قید و شرط در برابر غربی ها « أخذ تمدن فرنگی بدون تصرف ایرانی » و « از فرق سر تانوک پافرنگی شدن »(به نقل از تقی زاده) طرح و تبلیغ گردید. البته این سخنان تحت شرایط تاریخی این دوره از چنان ارزشی برخوردار بود که میان روشنفکران رقابت در می گیرد .
فریدون آدمیت می گوید : تقی زاده این فضل را از آن خود می داند « اولین نارنجک تسلیم به تمدن فرنگی را در چهل سال قبل بی پروا انداختم» البته او این ادعا را رد کرده و آن را با نظر به نوشته های ملکم خان و از افکار خاص او می داند.
نخستین رویارویی فکری ایران با مدرنیّت به صورت واکنشی نسبت به تهاجم امپریالیستی آغاز شد که در ابتدا روسیه ی تزاری و بریتانیا به آن دست زدند .
اسناد کمی وجود دارد که منورالفکران تلقی منفی نسبت به ورود غرب و تهاجمات امپریالیستی آن داشته باشند. در واقع اساساً آن را تهاجم امپریالیستی نمی دانند. روشنفکران نظیر خود غربی ها و مطابق تلقی آنان « تهاجم امپریالیست را حرکت استعماری ، یعنی مفید به حال آبادانی و پیشرفت کشور دانسته اند.
دوره ی اول مسئله ی هویت ایرانی به لحاظ تاریخی مصادب با قرن نوزدهم میلادی، یعنی قرن «دنیوی شدن ذهن اروپایی» اوج تجدد اولیه و معارضه آن با دین و سنّت دینی است. به نظر آنان منّورالفکران همانگونه که از طریق نفی کلیسای مسیحیت و روحانیون مسیحی روند تاریخی خود را طی کرده بود ، هویت جدید ایرانی نیز نمی توانست جز بانفی اسلام و علما ساخته شود . به همین دلیل طرح هایی نظر پروتستانزیم اسلامی توسط آخوندزاده مطرح می شد .
اسلام از نظر منورالفکران تمامی مشکل هویتی ایران و پیامد های آن یعنی «عقب افتادگی و بدبختی تاریخی ایرانیان» بود. به هیمن دلیل طرح هایی نظیر پروتستانیزم اسلامی که توسط آخوندزاده مطرح می شد یا به نحو صادقانهتری توسط یوسف خان مستشارالدوله یا طالبوف دنبال گردید، در نهایت نتیجه ای جز هدم عقاید دینی ایرانیان دربرنداشت.از دیدگاه اینها مانع اصلی یا تنها سد در اخذ هویت غربی، پیشرفت بدون اسلام به حساب می آمد." دین مانع علم و معرفت است".
غیب گرایی و ماوراء معنویت گرایی یا عرفان گرایی، دعا، توسل یا شفاعت جویی از أئمه و اولیا دین (ع)، مناسک یا مراسم مربوط به سوگواری های دینی به ویژه عزاداری سیّد الشّهدا(ع)و گریه بر آنان از وجوهی است که در کانون نقد دینی منّور الفکران از اسلام به ویژه تشیع قرار دارد که بعدها کسروی یا شریعتي و سنگلجی صورت نوعی کامل آن را ارائه می دهند و مبنای اقدامات عملی رضا خان می گردد .
روشنفکران افرادی هستند که ناسیونالیسم رااز طریق انجمن ها روزنامه ها به ایران وارد می کردند. لیبرال دموکراسی(liberal democracy)عنصر مسلط غرب است و روزنامه های پیش از مشروطه از لیبرال دموکراسی در غرب تمجید می کنند.
نود درصد ایرانیان پیرو مذهب شیعی بوده اند،این درصد برای ناسیونالیسم ایرانی پیامدهایی دارد. آن دهدرصد باقی مانده يا غیر مسلمان بوده اند و یا سنی.
در هر حال این ده درصد باقی مانده احساس میکنند که با آن نود درصد بقیه تفاوتهایی دارند. یکی از مقتضیات ناسیونالیسم آن است که هر فرد هویت خود را با هویت کل جامعه یکی بداند. در حالی که این ده درصد باقی مانده غیر شیعی چنان احساسی ندارند .
اما آن نود درصد شیعه به راحتی با جامعه ی خویش هویتی یکسان دارند پیوندهای مذهب مشترک در این ابراز هویت بسیار مهم و مستحکم است .
براون می نویسد هیچکس تاپیش ازسده ی بیست تردیدی در این مسئله نداشت که وفاداری به دولت ایران یک چیز است و وفاداری به مذهب شیعه چیزی دیگر. اما نکتهای که روشنفکران نیز به آن توجهی نداشته اند را می توان اینگونه گفت که از مسیحیت غرب نظریه ی دو شمشیر پذیرفته شده است و فرد در قبال دین دو نوع وظیفه جداگانه دارد؛ اما در اسلام چنین جدایی وجود ندارد و تمامی جنبه های زندگی اجتماعی از جمله جنبه ی سیاسی آن تابع قانون مقدس شریعت اند که از قرآن کریم استنتاج می شود .
اگر به جای بررسی های مربوط به تفاوتهای کلامی مسیحیت و اسلام به بررسی قدرت و موقعیت نسبی و خط مشی سیاسی روحانیون مسیحی و مسلمان بپردازیم بر نکات جالبی بر می خوریم. مثلاً در انقلاب کبیر فرانسه، روحانیون مسیحی و کلیسا های این کشور از طریق حکومت سلطنتی از وضع موجود حمایت کردند. در برابر انقلابیون قرار گرقتند و عواقب این جبهه گیری را نیز متحمل شدند.
اما در ایران رهبران برجسته ی روحانیت نه تنها با حفظ وضع موجود مخالفت می ورزیدند بلکه از رهبران پرشور و پرحرارت انقلاب مشروطیت نیز بودند همانطور که می دانید نقش اساسی و کلیدیدر نهضت آزادی خواهانه و ضد استبدادی مشروطه به عهده ی علما وروحانیون بود. آنها با نفوذ روحانی و معنوی خود در جامعه ی مذهبی ایران توانستند نهضتی را علیه حکومت ظالمانه قاجاریه به راه اندازند که بعده ها باعث تحولات زیادی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران شد . از بزرگترین این روحانیون را می توان سید جمال الدین اسد آبادی،شیخ فضلالله نوری، آخوند خراسانی، حاج شیخ عبدالله مازندرانی، سید محمد طباطبائی، سید عبدالله بهبهانی و میرزا محمد حسن خان نائینی را نام برد. هرکدام از اینها به شکل خاصی مخالف حکومت استبدادی و خواهان نظام حکومتی مشروطه بودند؛ به جز شیخ فضل الله نوری که به دنبال مشروعه بود و در این راه به شهادت رسید بعضی از این علما و روحانیون بزرگ با نوشتن کتابها و مقالات، زمینه های فکری مشروطیت را فراهم کرده و بعضی دیگر با شرکت و هدایت و رهبری نهضت مشروطیت نقش به سزایی در پیروزی و تداوم آن داشتند. ناسیونالیسم در انتظارغیرمذهبی بود اما در ایران نمی شد چنان انتظاری را از ناسیونالیسم داشت.
دولت برخاسته از انقلاب مشروطیت می بایست تا حدی از مذهب مسلط مستقل باشد تا بتواند وفاداری تمامی آحاد ملت را جلب کند، چون ناسیونالیسم از هر شکلش به معنی آن است که فرد برای وفاداری به ملت حق تقدم قائل شودعلاوه بر لیبرالیسم و دموکراسی نیز که به همراه ناسیونالیسم در ایران مطرح شده بود ،راه خود را از مذهب جدا کرده بودند که اقتضای دموکراسی این بود که مردم – ونه ملّایان – قانون وضع کنند ، و لیبرالسیم خواهان مدارای با مذهبی و احترام به تفاوتهای فردی بود.
روشنفکران در نقد دین نیز کاملاً به نقد متجددین غربی متکی بوده اند اسلام را دقیقاً از همان وجوهی مورد نقد قرار می دهند که متجددین غربی بویژه روشنفکران قرن هجدهم میلادی مسیحیت و کلیسا را نقد می کردند. بدون اینکه تقاوتهای این دو دین را مورد توجه خود قرار دهند.
به نظر آخوند زاده تعرضی غیر قابل حل میان اسلام و علم، اسلام و زندگی اسلام و عقل گرایی و حتی اسلام وانسانیت وجود دارد برای او به عنوان بک اومانیست نظیرهمه متجددین، از کانت گرفته تا مارکس، عبودیت، گونهای رذیلت بود؛ و در تقابل با «آزادیت و حقوق انسانیت » قرار داشت.
با بازنمایی اسلام و تشیع به عنوان ویژگی با عنصر هویتی مشکل ساز هر آنچه نسبتی با این ویژگی داشت در طرح هویتی منور الفکران به عنوان مسئلهای منفی مطرح می گردید.